نگاه
قال أمِیرُالْمومِنِینَ (علیه السلام ):أعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدادٍ 
قالب وبلاگ

اگر پیگیر اخباری که در چند روز اخیر پیرامون گام دوم هدفمندی یارانه ها از کمیسیون تلفیق بوده باشید، متوجه خواهید شد که بالاخره این کمیسیون سقف 66 هزار میلیارد تومن را برای اجرای گام دوم هدفمندی در سال 91 تصویب نمود. در این قضیه دولت می بایست تقریبا 52 هزار میلیارد از محل افزایش قیمت سبد حاملهای انرژی در کشور کسب درآمد کند. تا جایی که من مطلع هستم، دولت در 15 ماه ابتدای هدفمندی، حدود 27 هزار میلیارد توانسته است از محل افزایش قیمت حاملها کسب درآمد کند. فاصله بین 27 تا 52 بسیار زیاد است. اگر دولت بخواهد این میزان را تامین نماید احتمالا قیمت برخی حاملها تا هفتاد درصد افزایش خواهد داشت.

ابهام بنده این است که وقتی ما از فازبندی صحبت می کنیم، به دنبال این هستیم که ببینیم آیا اهداف فاز اول محقق شده است یا نه؟ متاسفانه هیچ صحبت مستدلی در خصوص میزان تحقق اهداف فاز اول وجود ندارد.  دوم اینکه آیا ما زیرساختهای لازم را برای انجام این مهم فراهم کرده ایم یا نه؟ زیر ساختهایی که باید در مرحله اول هدفمندی تا حدودی بستر آن را فراهم می کردیم؛زیرساختهایی مثل:

 

1-    توسعه حمل و نقل عمومی در سرتاسرکشور و نظارت بر نحوه قیمتگذاری در ناوگان حمل و نقل عمومی( اعم ازاتوبوس، تاکسی، قطار شهری و...)

2-    توسعه دولت الکترونیک و فراهم نمودن زیرساختها: این قضیه از آن لحاظ اهمیت دارد که بسیاری از رفتارهای اقتصادی و اجتماعی مردم با مصرف انرژی گره خورده است. متأسفانه نظام اداری و فرسوده موجود در کشورکه در برخی نهادها بیداد می کند، هنوز مانع از تحقق این مهم گردیده است

3-    بهبود تکنوژی تولید:  متاسفانه تولید در کشور انرژی بر است. یکی از شعارهای مجریان طرح، کمک به تولید کننده ها در جهت بهبود تکنولوژی تولید است. برآیند فضای تولید در کشور ( که می توان از لسان تولیدکننده ها از آن آگاه شد) این است که دولت برنامه ای برای این امر ندارد.

4-    فراهم نمودن یک نظام جامع آماری و دقیق: هنوز یکی از بزرگترین مشکلات ما آن است که نظام آماری دقیقی از فعالان اقتصادی کشور نداریم. حال نمی دانم چگونه بدون داشتن این نظام، به دنبال رقابتی شدن تولید و تحقق اهداف طرح هدفمندی یارانه ها هستیم.

احتمالا دوستان می توانند به این موارد، موارد دیگری نیز اضافه نمایند. بنده نیز با اصلاح و ترمیم موافقم. اما باید دید که مجریان چه برنامه ای برای تحقق شعارهای خود دارند و چند درصد آن محقق گردیده است. در این میان این مستضعفین هستند که بیشترین فشار اقتصادی را تحمل خواهند کرد.

   وللمتقین مفازا

 


[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات ]

رأی و بیعت

مدتی این مثنوی تأخیر شد
آهوی ما گرگ شد، خنریز شد
 
شد رها سگ، باز و بسته ماند سنگ
ای برادر باز هم جنگ است، جنگ
 
سالکان بی‌خرد! بی‌پیرها!
ساحران! رمال‌ها! جن گیرها!
 
مکتب ایران چو دکان شماست
نفس‌تان و الله ایران شماست
 
عشق ایران کاش در سر داشتید
کاش آن را نیز باور داشتید
 
ناجوانمردان! زبانبازی بس است
از امام عصر(عج) اخاذی بس است
 
وای از آن روزی که با بانگ جلی
سایه بردارد ز سرهاتان ولی
 
پس زند خاک از کدورت‌هایتان
صورتک‌ها را ز صورت‌هایتان
 
بانگ بردارد از اعماق وجود
فاش گوید آنچه را بود و نبود
 
طشت‌تان چون از سربام اوفتاد
کله‌‌هاتان چون که خالی شد زباد
 
رو شود تا خبث خوهای شما
دست ما ماند، گلوهای شما
 
هان! گمان کردید ما وامانده‌ایم؟
ما کنار دام بر جا مانده‌ایم
 
منتظر با تیغها و داس‌ها
پیشتر آیید ‌ای خناس‌ها!
 
هر طرف کردیم دامی را رها
پیشتر آیید ‌ای پتیاره‌ها!
 
تیغ کج آریم و گردانیم صاف
هر که ره گیرد به سوی انحراف
 
چون هلاهل مغز بادام شما
مانده فرزین گرچه در دام شما
 
ای دلیل داعیان دین ما!
تاج سر! ای مرد! ای فرزین ما!
 
این سخن را بشنو از اهل تمیز
رأی و بیعت فرق‌ها دارد عزیز!


 
نیک می‌دانیم از برهان و نقل
اینکه بیعت عشق باشد، رأی عقل
 
گرچه عقل ما ملاک خوبی است
یادمان باشد که پایش چوبی است
 
عقل آخر هم بماند در نود
عشق اما ختم کار و هست صد
 
هر چه رمل آرید و سحر و جفر و راز
عشق اسطرلاب اسرار است باز
 
چون رجز خوانند مردان نود؟
چون؟ که جاری در رگان‌ماست صد؟
 
ماه سنگی سرد و بی‌مقدار بود
گرمی خورشید بر حسنش فزود
 
رو بگرداند چو خورشیدی زماه
در محاق افتد قمر، گردد تباه
 
جملگی دانند، حتی خار و خس!
آبروی ماه از شمس است و بس

شاعر:محمدحسین جعفریان


 


[ دوشنبه 21 شهریور 1390 ] [ 02:52 ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات ]

غذای 168 هزار تومانی، بستنی 300 هزار تومانی، بستنی 400 هزارتومانی و... بیانیه شهردای تهران نمی تواند نقطه پایانی بر این جمله باشد. این جمله پس و پیشی هم دارد. پس و پیشی به اندازه چند دهه! پس و پیشی به اندازه دهها پاراگراف؛فقط فاعلهای این جمله عوض می شود . البته اسم زمان و مکانش هم تغییر می کند ! یک روز شهرداری، یک روز مجلس، یک روز دولت و یک روز هم...

این جمله را باید دقیق و کامل خواند. البته باید سواد خواندن این نوع عبارات را هم داشته باشی. سوادی که نداشتنش بهتر از داشتن است. سوادی که در دبستانها و دبیرستانها و.. تدریس نمی شود. البته آدمهای خاص سوادش را دارند. آدمهایی که با دیگران متفاوتند..! متفاوتند چون خاصند! متفاوت لباس می پوشند، متفاوت غذا می خورند، متفاوت راه می روند و...

می گویند که آن! نوع آدمها از طبقه اشرافند، بله درست است،چون انسانهای شریفی هستند.محترمترین آدمهای روی زمین همینها هستند. محترم صفتی است که برای این موصوفها خلق شده است : آدمهای محترم . دیگران همیشه مضاف اند. مضاف اند چون شاید اضافه اند.

اگر خواستی آنها - برای اشاره به دور به کار می رود و نه نزدیک! - را بیابی،باید به بالای سرت نگاه کنی! پیدا کردن اینها سخت نیست! اینها را در کف خیابان، کنار پارکها، لای زباله ها، کنار بیغوله ها نیز می توانی بیابی. اما آنها در دسترس نیستند : تماس با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمی باشد!

اگر خواستی آنها را بیابی، آدابی دارد. اولینش این است که باید ندیدن را بلد باشی.دنیای آنها با اینها متفاوت است : سیاستش فرق می کند، اقتصادش فرق می کند،حقوقش تفاوت دارد و ...

آنها شهروندان متفاوتی هستند؛ پس حقوق متفاوتی دارند.اگر اینها خطا کردند، نابخشودنی است. اما همیشه برای بخشش آنها راهی وجود دارد.اگر بخواهی اینها را ارشاد کنی، گشتها، همیشه هستند، اما برای ارشاد آنها، گشتها به گشت زنی میروند!

اداره آنها سیاست و اقتصاد دیگری می خواهد. اینها را می توان با تکه نانی سیر کرد، اما برای برای اداره ی آنها باید نانهای اینها را خمیر کرد و ساختمانهای مجلل ساخت! ساختمانهایی که از سطح زمین فاصله داشته باشند. و البته آنهم دلیلی دارد:"زمین، محل زندگی اینها است. آنها با اینها متفاوتند،متفاوتند، چون خاصند "

بله داستان از این قرار است: برخی آدمها محترم اند.آدمهای محترم همیشه وجود دارند! و تاریخ، داستان تلخ مبارزه ی اینها با آنها است وخوب می دانیم که پایان این داستان شیرین است، اما مسیری تلخ و دشوار خواهد داشت!


برچسب ها: شهرداری، بستنی، تجمل، فقر، مصرف زدگی،  
[ سه شنبه 15 شهریور 1390 ] [ 11:41 ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات ]

ملت های عربی،یکی پس از دیگری شاهد تحول و انقلاب هستد،انقلابهایی که شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل،از برخی از آنها به گوش میرسد.اما در این میان داستان لیبی متفاوت است. لیبی کشوری است که شعار غالب آن اسقاط النظام بود.شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل از آن شنیده نمی شد و نمی شود! غرب همیشه غرب است.آمریکا ، فرانسه ، ایتالیا و ... همه به دنبال منفعت خویش هستند.زمانی منفعت آنها ایجاب می کند که دست قذافی را ببوسند،زمانی هم از برکناری و رفتن قدافی دم می زنند!استعمار همیشه استعمار است.زمانی خاک یک کشور را اشغال می کند.زمانی دیکتاتورها را حاکم می کند و زمانی هم با نقاب دموکراسی از ملت دم می زند تا خون ملت را بمکد...داستان لیبی نیز از این قرار است!

و از همین روست که لیبیان مقیم آمریکا در مقابل کاخ سفید نماز شکر می خوانند و از اوباما تشکر می کنند! لیبی این بار با لباسی جدید به نکاح غرب درآمد،نکاحی که فقط بازیگرانش عوض شده اند....

تحلیل های زیادی از رفتار غرب در قبال لیبی در طی ماههای اخیر و از لسان نخبگان مختلف نگاشته شده است.من از خوانندگان این مطلب تقاضا دارم که از پیگیری و خواندن تحلیل ها و خبرهای لیبی غفلت نکنند.مطالعه یادداشت چند ماه پیش تری میسان در سایت ولتر را به شدت توصیه می کنم. باید دانست که رفتار غرب در قبال ملتها و البته ملت لیبی رفتاری کاملا منفعت طلبانه و البته متناقض است! پاسخ به سؤالات زیر، فضای تحلیل را روشنتر خواهد کرد:

1-چرا غرب به لیبی حمله کرد؟ اگر بنا بر حمایت از معترضین و جلوگیری از کشتار بود،سهم مردم بحرین و یمن کجاست؟چرا برخی غیرنظامیان ، قربانی این حمله شدند؟ و البته از یک عذرخواهی هم دریغ کردند!

2-اگر بناست که دارایی های شخص قذافی توقیف شود،چرا کل اموال لیبی را تحریم کردند؟ و چرا در دوران نیاز،اینچنین لیبی را در مضیقه گذاشته اند؟

3...

راستی در خبرها آمده بود که یک شرکت نفت ایتالیایی با دولت لیبی قرارداد همکاری امضا نمود.قبل از آن برلوسکونی گفته بود که ایتالیا 505 میلیون دلار از اموال توقیف شده را به لیبی خواهد داد ! حال قضاوت را به شما واگذار می کنم!


برچسب ها: لیبی، غرب، انقلاب،  
[ جمعه 11 شهریور 1390 ] [ 02:22 ق.ظ ] [ محسن ] [ نظرات ]

 

برج میلاد،پنجمین برج بلند مخابراتی جهان است که با کاربری بالا و متنوع، در مهرماه سال 87 افتتاح شد.این برج علاوه بر پشتیبانی مخابراتی و تلویزیونی،دارای امکاناتی نظیر سکوی دید ، نگارخانه ی هنری و البته رستوران گردان است، رستورانی که در ماههای اخیر خبر ساز و حاشیه ساز شد!

 

چندی پیش مدیرعامل برج میلاد هزینه سرو شام در برج میلاد را به ازای هر نفر 168 هزار تومان اعلام کرد و سپس در واکنش به برخی اعتراضات،در مصاحبه ای اینچنین عنوان کرد که : در همه جای دنیا ساخت رستوران های متفاوت برای افراد با سطح درآمدی مختلف معمول است، به عنوان مثال مردم فرانسه نمی توانند از رستوران ژول ورن استفاده کننده و این رستوران برای میهمانان ویژه خارجی این کشور ساخته می شود، برج خلیفه در دبی نیز به همین شکل است.

مدت زیادی از این قضیه نگذشته بود که گزارش خبرساز و البته تأمل برانگیز خبرنگار واشنگتن پست،توجه ناظران را به خود جلب نمود:

"دراثر سیاست های نادرست دولت و نیز فساد اقتصادی موجود در ایران ، طبقه ای جدید از سرمایه داران در ایران شكل گرفته است . این طبقه از فرزندان برخی مقامات ( آقازاده) گرفته و خانواده صاحبان صنایع و كارخانه ها و نیز افرادی را شامل می شود كه با زدوبند و با سودهای پایین میلیاردها تومان از بانك ها وام گرفته اند و این در حالی است كه افزایش در آمد نفتی ایران در سال های گذشته  ( 500 میلیارد دلار در 5 سال گذشته) این طبقه جدید سرمایه دار در ایران را بیش از دیگر طبقات منتفع كرده است.

واشنگتن پست درباره رفتارهای طبقه سرمایه دار جدید در ایران می نویسد: " طبقه سرمایه دار جدید در ایران ماشین پورشه سوار می شود، برای پارتی های آخر شب خاویار سرو می كند و در بلند ترین رستوران چرخشی در جهان ( رستوران برج میلاد) بستنی روكش طلا با قیمت 250 دلار می خورد."

واشنگتن پست در ادامه می نویسد: " ما در اینجا محیطی لوكس و آرام برای دوری مشتریانمان از مشكلات روزانه تهران فراهم آورده ایم. این را احمد طلایی یكی از صاحبان رستوران چرخان برج میلاد تهران می گوید كه در حال استقبال از مشتریان در قسمت وی آی پی این رستوران است كه قیمت ثابت منوی غذاهای آن رقمی بین 280 تا 300 دلار است كه البته این رقم شامل دسر بستنی روكش طلا نمی شود..."

" بستنی باروکش طلا با قیمتی معادل 250 دلار "انتشار این گزارش بازهم خبرساز شد و عده ی زیادی سخن از رواج تجمل گرایی و مصرف زدگی در ام القرای جهان اسلام زدند؛ اسلامی که بخش زیادی از توصیه هایش در مدح قناعت و ذم اسراف و تجمل است!

  با مروری به آنچه تا کنون در خصوص این قضیه مطرح شده است،می توان اظهار نظرهای متفاوت و بعضا متناقضی را مشاهده کرد؛اظهاراتی که دربسیاری از موارد از سر دلسوزی بیان شده است.آنچه در ادامه خواهد آمد تأملاتی درونی دراین باب است که به نظربنده لازم است به آن توجه شود:

1-عوامل اقتصادی یک جامعه از راههای گوناگونی کسب درآمد می کنند.به طور کلی درآمدهای افراد را می توان به دو بخش تقسیم نمود.درآمدهای سالم و درآمدهای غیرسالم و یا به بیانی دیگر مشروع و غیر مشروع! درآمدهای مشروع درآمدهایی هستند که ما به ازای آن ارزش افزوده ای در اقتصاد تولید شده است.اما درآمدهای غیرمشروع در آمدهایی است که به ازای آن هیچ ارزش افزوده ای درکشور ایجاد نشده است و عامل اقتصادی،آن درآمد را بدون هیچ گونه تلاشی و از طریق رانت کسب نموده است.

2-در کشور ما،افرادی هستند که با تکیه بر تلاش، استعداد و توانایی خود در عرصه های مختلف اقتصادی مشغول هستند و متناسب با تلاش و ارزش خدمتی که به جامعه ارائه می کنند،درآمد کسب می کنند. درآمد این گونه افراد که بعضا تحصیلات بالایی نیز دارند، به نسبت قشر متوسط جامعه از سطح بسیار بالایی برخوردار است.افرادی نیز هستند که با تکیه بر رانت،از درآمدهای بسیار بالایی برخوردارند.حال اگر فضای اقتصادی جامعه،محملی را برای جذب درآمدهای اینگونه افراد ایجاد نکند،بخش زیادی از درآمدهای اکتسابی از اقتصاد،از چرخه خارج می شود و دربیرون از اقتصاد یک کشور،هزینه می گردد.اگر بخواهیم از این زاویه نگاه کنیم می بینیم که می بایست در کشور،فضایی برای جذب درآمد افراد مرفه ایجاد گردد.ناگفته نماند که پرداخت افراد مرفه برای کالاهای لوکس،یک نوع مالات بردرآمد غیر مستقیم محسوب می شود که از محل آن می توان دیگر اقشار جامعه را منتفع نمود.

3-غالب افراد مرفه در سطح جامعه ما،دارای فرهنگی خاص و متفاوت از دیگر اقشار جامعه هستند و به نوعی ،یک طبقه فرهنگی خاص در جامعه را شکل می دهند.این طبقه خاص فرهنگی،ویژگی های رفتاری و اخلاقی دارند که بعضا با فرهنگ عمومی جامعه متعارض است.سیاستگذاران فرهنگی کشور،هزینه های زیادی را برای همگون نمودن اینگونه افراد،با دیگر اقشار جامعه می نماید.از سوی دیگر،دستگاه اقتصادی کشور،با عناوین مختلف(همچون رستوران هابا غذاهای آنچنانی،کمپهای تفریحی و..) سعی دارد از درآمدهای هنگفت آنها حداکثر استفاده را نماید.اینگونه رفتارهای متناقض،باعث می شود که افرادی که بیشترین تعارض را با فرهنگ عمومی جامعه دارند،از قدرت سیاسی و اقتصادی زیادی برخوردار شوند که در نهایت و به صورت پنهان،می توانند فرهنگ عمومی جامعه را به سمت و سوی خود،هدایت نمایند!

 

4- " تبلیغات لازمه گسترش مصرف گرایی " است.زمانی شما می توانید مصرف کننده را به خرید و مصرف کالایی لوکس و البته غیرضرور راغب نمایید که از جذابیتهای تبلیغاتی استفاده نمایید.در مقام عمل،مخاطب اینگونه رفتارها،همه ی اقشار جامعه خواهد بود.یعنی شما همه اقشار جامعه را به مصرف بیشتر و بیشتر ترغیب می کنید که این خود باعث رواج تجمل گرایی و نوعی از اشرافیت خواهد شد که آسیبهای زیادی را به اجتماع وارد خواهد کرد: رقابت برای مصرف بیشتر و بهتر ،با نگاهی به بیلبورهای تبلیغاتی اطراف خود در شهرها و جاده ها،می توانیم گسترش این مفهوم را مشاهده نماییم!

5- " شکاف طبقاتی " : این عبارت،از مفاهیمی است که باید با دقت،به آن توجه کرد! شکاف طبقاتی که مهمترین مصداق آن شکاف درآمدی است،تا جایی محترم است که همه افراد جامعه از فرصتهای برابر، در دستیابی به موقعیتهای درآمدی بالاتر بهره مند باشند! اگر افرادی خاص با تکیه بر روابط خاص،ره صد ساله را یک شبه طی نمایند و دیگرانی باشند که ره یک شبه را صدساله طی کنند،این مصداق تام بی عدالتی است!

6- " تبعیض طبقاتی " : این عبارت معنایی دقیق تر از شکاف طبقاتی را داراست.به نوعی می توان گفت که تبعیض طبقاتی،یک گام پس از شکاف طبقاتی است.زمانی تبعیض طبقاتی به وجود می آید که تصمیم سازان یک کشور،فرصتها و موقعیتهای متفاوتی را برای طبقات درآمدی مختلف،ایجاد نمایند؛برای افراد مرفه،رستوران گردان با بستنی 250 دلاری را تهیه نمایند،اما افرادی که از درآمدهای نازلی برخوردارند،فقط بتوانند تصویر بستنی را در بوردها و یا صفحات اینترنتی مشاهده کنند! این همان تبعیض طبقاتی است که باید از خطر حضور و بروز آن در جامعه،هراسان باشیم!

آنچه از نظرتان گذشت،نکاتی بود که در این نوشته ،لازم بود ذکر شود.درپایان باید بگویم که مناسب است از برخی اتفاقات و اخبار به راحتی عبور نکنیم و آنها را بادقت و دلسوزانه بررسی نماییم تا به نتایجی بهتر درباب اداره جامعه دست یابیم!


برچسب ها: برج میلاد، تجمل گرایی، بستنی، مصرف، مصرف گرایی،  
[ چهارشنبه 9 شهریور 1390 ] [ 12:43 ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

عصر امروز،دورانی است با مسائل و پیچیدگی های فراوان.امروز آنانی برنده اند که با نیروی فکر و اندیشه،غبار جهالت را کنار زده ، واقعات را ببینند و آن را درک کنند!
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب